زیبایی های آفرینش

غروب زیبای آفتاب

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 13:31  توسط رز  | 

آبشار نیلگون


+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 15:35  توسط رز  | 

زیبا ترین

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 13:40  توسط رز  | 

طبیعت

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 13:29  توسط رز  | 

طبیعت


 

قرآن کریم درباره دمیدن حیات دوباره به طبیعت بی جان در آیه 5 سوره حج می فرماید: «و تری الارض هامدة»؛ ای مردم! شما می بینید که زمین هامد و بی جنبش، چنان خشک و بی طراوت افتاده که گوئی اثری از حیات در آن نیست. در فصل زمستان به صورت مرده ای بی اثر درآمده است؛ کنده های درخت که اثری از ساق و برگ و گل و میوه بر روی آن نیست! چه کسی احتمال حیات نوین را در آن میدهد؟

«فإذا أنزلنا علیها المآء اهتزت و ربت و أنـبتت من کل زوج بهیج»؛ پس زمانی که از آسمان، آب را بر روی آن فرود آوردیم؛ تکانی میخورد، حیاتی میگیرد، رشد و نموی پیدا میکند، در اهتزار در می آید، و از تمام اقسام جفت های پر بهجت در روی خود میرویاند و حاصل میدهد؛ از اقسام گیاهان و درختان یک زوج نر و ماده از انسان و سائر حیوانات نر و ماده؛ همه دارای بهجت و قوت و نشاط، درختان همه سرسبز، همه دارای حرکت. نه همین حرکت ظاهر، بلکه همه در داخل خود و در جوهر و کینونت خود دارای حرکت هستند؛ در کم و در کیف و در أین و در متی و در سائر أعراض در حرکتند؛ و در جوهره و ذات خود نیز با تغیرات و تبدلات سریع در حرکتند. اگر یک دانه برگ درخت را در زیر ذره بینهای قوی قرار دهیم، می بینیم داخل این برگ چه خلل و فرج که موجود است؛ مانند رودخانه هائی که ماهیان در آن شناورند، از دم این برگ نهرهائی به سر این برگ ساخته شده و مواد غذائی پیوسته چون شناورانی در داخل این نهرها در حرکتند؛ و این دانه برگ پیوسته متحرک است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 13:10  توسط رز  | 

زمین


در خطبه‏ای از نهج‏البلاغه درباره عجایب آفرینش می‏خوانیم: «از نشانه‏های توانایی و عظمت خدا و شگفتی ظرافت‏های آفرینش او، آن است که از آب دریای موج زننده و امواج فراوان شکننده، خشکی آفرید و به طبقاتی تقسیم کرد. سپس طبقه‏ها را از هم گشود و هفت آسمان به وجود آورد که به فرمان او برقرار ماندند و در اندازه‏های معین استوار شدند. نیز زمین را آفرید که دریایی سبزرنگ و روان، آن را بر دوش می‏کشید. زمین در برابر فرمان خدا فروتن، در برابر شکوه پروردگاری تسلیم است. سپس صخره‏ها، تپه‏ها و کوه‏های بزرگ را آفرید، آن‏ها را در جایگاه خود ثابت نگاه داشت و در قرارگاهشان استقرار بخشید. پس کوه‏ها در هوا و ریشه‏های آن در آب رسوخ کرد. کوه‏ها از جاهای پست و هموار سر بیرون کشیده و کم کم ارتفاع یافتند و ریشه آن در دل زمین ریشه دوانید. قله‏ها هم سر به سوی آسمان برافراشت و نوک آن‏ها طولانی شد تا تکیه‏گاه زمین و میخ‏های نگهدارنده آن باشد. سپس زمین با حرکات شدیدی که داشت آرام گرفت تا ساکنان خود را نلرزاند و آن‏چه بر پشت زمین است سقوط نکند یا از جای خویش منتقل نگردد».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 14:21  توسط رز  | 

باران

باران، یکی از نعمت‏های بزرگ پروردگار است که به وسیله ابرها در بسیاری از نقاط زمین فرو می‏ریزد. در اثر همین برکات آسمانی است که رودها، چشمه‏ها، سدها ودریاها پر آب می‏شود و زندگی موجودات در زمین ادامه می‏یابد. در خطبه‏ای از امیرمؤمنان درباره چگونگی شکل‏گیری ابرها و ریزش باران می‏خوانیم: «خداوند، ابرهایی را آفرید تا قسمت‏های مرده زمین احیا شود و گیاهان رنگارنگ بروید. پس قطعات بزرگ و پراکنده ابرها را به هم پیوست تا سخت به حرکت درآمدند و با به هم خوردن ابرها، برق‏ها درخشیدن گرفت و از درخشندگی ابرهای سفیدِ کوه پیکر و متراکم چیزی کاسته نشد. بعد، ابرها را پی در پی فرستاد تا زمین را احاطه کردند و بادها، شیر باران را از ابرها دوشیدند و به شدت به زمین فرو ریختند. ابرها هم پایین آمده سینه بر زمین ساییدند و آن‏چه بر پشت داشتند، فرو ریختند و در این حال، در بخش‏های بی‏گیاه زمین، انواع گیاهان رویید و در دامن کوه‏ها سبزه‏ها پدید آمد».

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 14:16  توسط رز  | 

زیبایی آفرینش در اقیانوس

آیا از آب آرامش یافته اید ؟

با نگاه کردن به جاری شدن آب رودخانه و گوش دادن به صدای دلنواز آن 

با نشستن در کنار ساحل و تگاه کردن به امواج دریا و گوش دادن به صدای زیبای امواج آرام و خروشان آن

با خیس شدن در زیر قطرات باران

و ...  .

خیلی آرامش بخش است ، اگر تجربه نکرده اید حتماً تجربه کنید مخصوصاً شنا کردن را حتماً و حتماً برای آرامش اعصاب و روان و شادی روحیّه خودتان امتحان کنید ، مطمئنّم تکرار خواهید کرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 14:12  توسط رز  | 

بهار زیبایی آفرینش

بنام خدا، خدایی که صدااست ومن سکوتم، صعوداست ومن سقوطم خدایی که رازاست ومن نیازم وخدایی که آفرینش اوشعراست.

روزی ازروزهای اوّل فروردین، می خواستم زودترازمعمول بیدارشوم، تا طلوع خورشیدرا تماشا کنم . وه! زیبایی آفرینش خدا خارج از دایره ی توصیف بود.

چشمم به غنچه ای افتادکه درحال باز شدن بود.انگارمانندیک لبخند باز می شدوبه نظرم می خواست با آفریدگارخویش سخن بگوید. پروانه ای نظرم رابه خودش جلب کرد،چه زیبابود ظرافت این پروانه! ناگهان متوجّه من شد وسریع ازروی گل برخاست.

صدایی از همان نزدیکی می آمد.آری صدای آبشاربود.شرشر، شرشررفتم ودیدم که انگاردرزمستان یخ بسته بود ودرروی آن برگـ ـ های خشکیده ریخته بودوبعدآب شده ومی خواهد برگ ها را ازروی خودش پاک کند.

جلوتررفتم، چیزی داشت پایم را نوازش می کرد.این آب بود، موج هی به پاهایم برخورد می کرد و من هم خوشم آمد وجلوتررفتم .سنگ ریزه ها پایم را قلقلک می دادند، بعد از اینکه از رود بیرون آمدم سردم شد وچوب جمع آوری کردم و آتش را روشن کردم . به شعله های آتش نگاه می کردم که به بالا می رفتند، ناگهان چشمم به آسمان افتاد و یادم آمد که من برای تماشای طلوع خورشید به اینجا آمده بودم که، زیبایی آفرینش مرا جذب خود کرد. به دریا نگریستم دیدم که خورشید دامن زرد رنگ خود را بر دریا گسترانده است وای حیف شد.

 

دوباره به آسمان نگاه کردم و دیدم که پرستوها وپرندگانی که از آوردن نام آن ها دراین صفحه عاجزم، دارنداز کوچ برمی گردند وبرای خود لانه می سازند.

من که صبح روزبعد می خواستم سلام خورشید را بنگرم، سری به طبیعت زدم . آن قدرعجله داشتم و می ترسیدم که خورشید طلوع کند ومن آن را نبینم پا برهنه به بیرون رفتم ، این بارخاک ، این چیزی که من از آن ساخته شده ام و دوباره به آن برمی گردم ، مرا به خود جلب کرد . چقدر نرم بود، نشستم و آن را روی دست هایم ریختم ، مثل یک بازی ، شیرین بود .

ای وای خورشید طلوع کرد و باز نتوانستم خورشید را ببینم . همه جا روشن شده بود ، من بارها و بارها می خواستم این پدیده ی شگفت آور راتماشا کنم ، امّا نتوانستم .

آری این پدیده ها همه در فصل بهار و ماه هایش ، فروردین ، اردیبهشت وخرداد برای من پدید آمد وتا اینکه روزی توانستم این منظره ی زیبا را ببینم .

خورشید از پشت کوه بالا آمد وبه غنچه ، به دریا ، به درخت ، به گل ،به شکوفه و به همه سلام گفت . همه هم با دیدن خورشید خوشحال شدند .

من که به خورشید نگاه کردم و آرامشی در بدنم پدید آمد و خدا را به خاطر این همه آفرینش سپاس گفتم . 

من تابستان را در قلبم

 

پاییز را درگونه هایم

 

وبهار را در احساساتم دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 14:7  توسط رز  | 

سپاس


خدایا تو را شکر می کنم که دریا را آفریدی ، کوهها را آفریدی و من می توانم به کمک روح خود در موج دریا بنشینم و تا افق بی نهایت به پیش برانم و بدین وسیله از قید زمان و مکان خارج شوم و فشار زندگی را ناچیز نمایم. خدایا تو را شکر می کنم که به من چشمی دادی که زیباییهای دنیا را ببینم و درک زیبایی را به من رحمت کردی تا آنجا که زیباییهایت را و پرستش زیبایی را جزیی از پرستش ذاتت بدانم."

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 13:57  توسط رز  | 

مطالب قدیمی‌تر